ناگفته

HTML tutorial
ناگفته

لطفا خاموش دنبال نـــکنید

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
نویسندگان

وقت سخن نترس، بگو آنچه گفتنی ست

شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۲۳ ب.ظ

همیشه این دغدغه را همراه خودم داشته‌ام که چقدر احتمال دارد این چیزی را که الان مینویسم، بعدها نفی کنم و بر ضد خودم حرفی بزنم؟! اما خب این یک واقعیت گریزناپذیر است که نمیشود از آن فرار کرد. انسان باید بنویسد برای تکامل. باید بنویسد تا یاد بگیرد. نمیشود که به امید کامل شدن ننویسد. نوشتن روند تکامل را زودتر رقم میزند.

اینکه چگونه بنویسم و چه بنویسم هم همیشه یکی از دغدغه‌هایم بوده است. شاید کسانی که از سالها پیش مرا می‌شناسند به یاد بیاورند و شاید هم سنِ شناخت‌شان نسبت به من قد ندهد که به یاد بیاورند ولی تقریبا هر سبک نوشتنی را تجربه کرده‌ام. از داستان‌های عاشقانه و بعضاً زرد بگیرید تا مسائل فلسفی و سیاسی و علمی و... . البته صحیح نیست که بگویم در هرکدام خوب مینوشتم؛ شاید اگر الان بعضی‌هایشان را بخوانم از خنده پخش زمین بشوم. ولی خب میخواهم بگویم هیچوقت خودم را مقید به یک سبک ندیدم و فقط نوشته‌ام.

حالا خیلی وقت از اولین باری که احساس کردم دلم میخواهد بنویسم میگذرد. با اینکه ممکن است بعضی‌هایتان مرا با سبک نوشته‌ام بشناسید و اگر نوشته‌ای از من را به صورت ناشناس در جایی بخوانید بفهمید که آن را من نوشته‌ام، ولی هنوز هم خودم را مقید به سبک خاصی نمی‌دانم. طی این همه سال، نوشتن یک موضوع را به خوبی به من یاد داده است. اینکه حتما لازم نیست اتفاق عجیب و غریبی بیفتد. کمی فکر کردن همه مسائل را حل می‌کند.

حتما قرار نیست که من بیایم و در نوشته‌ام از واژه‌های عجیب و غریب و گنده و ثقیل استفاده کنم تا بتوانم یک مفهوم را توضیح دهم. حتما نباید این اتفاق بیفتد تا خواننده احساس کند میخواهم چیزی به او بگویم. گاهی با کمی فکر کردن در یک داستان و روایت ساده میتوان درس‌های بزرگی گرفت. بعضی مسائل واقعا پیچیده‌اند و توضیح‌شان هم واقعا سخت است. ولی هنر آن نیست که ما هم بیاییم و آن مسئله را به همان پیچیدگی توضیح دهیم تا هیچکس نفهمد. هنر این است که آن مسئله را به گونه‌ای ساده توضیح دهیم که فهمش برای همه ممکن باشد.

یکی میگوید طرفدار دموکراسی است و یکی میگوید مردم خودشان باید سرنوشت خودشان را تعیین کنند و یکی هم می‌آید و از رأی‌گیری برای یک موضوع در خانواده‌شان یک خاطره تعریف می‌کند و آن حرکت را می‌ستاید. هر سه اینها یکی‌ست ولی به نظر من سومی از همه مفهوم تر است و بهتر در ذهن خواننده می‌ماند.

یکی می‌آید و سیاست‌های ایران در قبال سوریه را بررسی می‌کند و به یک نتیجه می‌رسد. یکی می‌آید و رفتار جوان‌های محله‌شان در مقابله با دختربازان غریبه که آن بالای کوچه جلوی آنها را میگیرند را بررسی می‌کند. هر دوی اینها شاید و شاید به این نتیجه برسند که اگر میخواهی خانه‌ات امن باشد هوای کمی آنطرف‌تر را هم داشته‌ باش. ولی به نظر من دومی مفهوم‌تر است و ساده‌تر.

فقط می‌خواهم بگویم اگر منتظر این هستید تا قلم‌تان به قدری قوی شود تا بتوانید خوب بنویسید و قوی ظاهر شوید، اشتباه میکنید. بنویسید و بعد شاهد این باشید که قلم‌تان روز به روز پیشرفت می‌کند. ضمن اینکه درس های خوبی هم از نوشته هایتان خواهید گرفت.

  • حسین مداحی

آموزش

ترس

قلم

نوشتن

نویسندگی

نظرات (۲)

  • سعید سعیدی
  • کابوس ازدواج 

    ۶۶- دختر و پسری که جهت اثبات خدائی خود در زندگی مشترک کل جوانیشان را صرف کسب پول بیشتر، مدرک بالاتر، جهیزیه گرانقیمت تر و تکنولوژی برتر می کنند وقتی بهم می رسند دیگر نه دلی برای خود باقی گذاشته اند نه عصمت و عزت و شرفی که بخواهند سرمایه معنوی زندگی سازند و لذا با مراسم عروسی که بایستی مابقی عمرشان بدهیش را بپردازند فقط بر جهنم وارد می شوند. و لذا ازدواج در این عصر بسرعت تبدیل به یک کابوس و دوزخ فرهنگی در سراسر جهان گشته و میرود که برای همیشه منقرض شود.

    استاد علی اکبر خانجانی

    کتاب آخرالزمان خانواده " تمدن بچه ننه "


    https://t.me/zanashooee2


    پاسخ:
    تشکر از شما.
    هووم...خیلی درسته:)
    بسی مفید بود:))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی