ناگفته

HTML tutorial
ناگفته

لطفا خاموش دنبال نـــکنید

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
نویسندگان

مهارت های استخدامی که حتما باید بدانید!

دوشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۳۹ ب.ظ

 همه میدانیم که شغل دغدغۀ خیلی مهمی برای مردم جامعه ماست. شاید برای بعضی از مردم دغدغۀ استخدام تبدیل به یک غول بزرگ شده که حتی ممکن است خواب و خوراک را هم از آنها گرفته باشد. دغدغۀ کار و کاریابی دغدغۀ مهمی است که حتما باید به آن پرداخته شود. در اینجا به شما راهکارهایی را پیشنهاد میکنم که ممکن است قبلا در هیچ کجا نخوانده باشید. به شما قول میدهم خواندن این مقاله شما را نه یک گام بلکه تا حدود زیادی به شغل دلخواهتان نزدیک میکند. پس در ادامه با ما باشید تا این فرمول استخدام را در اختیارتان قرار دهم.

باورهای غلط عامل بیکاری:

باید بدانید که یک سری باورهای غلط در جامعه وجود دارد که ممکن است شما هم در مورد کاریابی به آنها معتقد باشید. در ادامه به این باورهای غلط و اینکه چرا غلط هستند اشاره خواهم کرد.

1.      وقتی از کارجویان سوال میکنیم که برای پیدا کردن شغل از چه منابعی استفاده می‌کنند غالباَ به روزنامه‌ها و یا سایت‌های کاریابی اشاره می‌کنند. اما جالب است بدانید که در خوش‌بینانه ترین حالت 25 درصد از فرصت های شغلی در روزنامه‌ها و سایت‌ها یافت می‌شوند. باید بدانید که غالبا اعلام نیاز برای استخدام درون سازمانیست. بدین صورت که یک شرکت برای نیازمندی خود در یک ردۀ شغلی به کارمندان و پرسنل خود اعلام می‌کند که در صورت داشتن شخصی واجد شرایط او را به آن مجموعه معرفی نمایند. کمی فکر کنید؛ این روش خیلی خیلی زودبازده‌تر و کم‌خرج‌تر و بی دنگ و فنگ‌تر از روش اعلام در مطبوعات است! البته مضراتی نیز دارد ولی کارفرمایان غالبا ترجیح میدهند که از این روش استفاده کنند. پس این را بدانید که برای یافتن یک شغل تنها نباید به سایت‌ها و روزنامه‌ها اکتفا کرد. نمونۀ بارز این مسئله را میتوان در اطلاعیۀ استخدامیِ خوابگاه‌های دانشجویی شهر بیرجند مشاهده کرد. دانشگاه به چند سرپرست خوابگاه با شرایط لازم نیاز داشت که با سپردن به پرسنل مشغول در دانشگاه خیلی سریع این نیاز مرتفع شد و نیازی به هزینۀ آگهی و مصاحبه‌های طولانی و متعدد هم نبود.

2.      باور غلط دوم مربوط به مشاغل کوتاه مدت و آزمایشی و یا دوره‌ایست. عده‌ای معتقدند اگر شغلی دوره‌ای بود نباید به آن فکر کرد و همان اول دور آن را خط می‌کشند! لزوما اینطور نیست که مشاغل موقتی به مشاغل دائمی تبدیل نشوند. به مثال قبل برمی‌گردیم. مثلا سرپرست‌های خوابگاه نه ماه از سال مشغول کار هستند و سه ماه تابستان را در تعطیلی به سر می‌برند. میتوانید به این مسئله به دید یک مزیت نگاه کنید. درست است که شما سه ماه از سال را بیکار هستید، ولی میتوانید این سه ماه را به کارهای دیگر بپردازید و هزار ایدۀ دیگر... . مبحث دیگر که در این مورد می‌گنجد امنیت شغلی ست. همین الان به شما میگویم که امنیت شغلی را فراموش کنید! ممکن است اینطور فکر کنید که امنیت شغلی یک مزیت محسوب می‌شود و اینکه شما به یک مجموعه متعهد باشید و مجبور باشید تا آخر عمر در همان مجموعه کار کنید یک مزیت است. ولی بیایید اینگونه فکر کنید که چقدر خوب است که شما تعهد خاصی نسبت به رئیس یا مجموعۀ خود ندارید و هر وقت که دلتان خواست می‌توانید از آن مجموعه جدا شوید. این عدم تعهد میزان آزادیِ عمل بیشتری به شما می‌دهد. مطمئن باشید در شغل‌هایی که امنیت شغلی به معنای معمول ندارند، اگر عملکرد خوبی داشته باشید امنیت شغلیِ واقعی خواهید داشت! این عدمِ وجود امنیت شغلی باعث ایجاد انگیزه نیز میشود. این را هم به خاطر داشته باشید که اولین فرصت، بهترین فرصت است!

3.      گمان نکنید که با وجود شبکۀ ارتباطیِ ضعیف میتوانید مشاغل خوبی پیدا کنید. هرچقدر شبکۀ ارتباطی شما قوی‌تر باشد فرصت‌های بیشتری برای دستیابی به شغل دلخواهتان خواهید داشت. به این نکته توجه کنید که هرچقدر افراد بیشتری شما را بشناسند میتوانند شما را به جاهای مختلفی معرفی نمایند. به عقیدۀ بنده در زمینۀ توانایی‌هایتان حتما ریا کنید و در محافل و اجتماع‌های مختلف هرازگاهی از توانایی‌هایتان صحبت کنید. بگذارید در خاطر دیگران بماند که شما چه توانایی‌هایی دارید. شاید یک روز کسی به این توانایی‌ها نیاز داشت. مطمئنا اگر دیگران ندانند که شما چه توانایی‌هایی دارید، هیچوقت روی توانایی‌های نهفتۀ‌تان حساب باز نمی‌کنند.

4.      این اشتباه است اگر فکر کنید که مهم‌ترین و بهترین مشاغل را می‌توان در صنایع و شرکت‌های بزرگ پیدا کرد! سعی کنید خرده صنایع را بشناسید. گاهی ممکن است شرایط کاری در یک شرکت کوچک بسیار بهتر از یک شرکت بزرگ باشد.

5.      فکر نکنید که اگر یک شرکت اقدام به استخدام نمی‌کند پس آن شرکت همه چیزهای لازم برای پیشرفت را دارد و نیازی به دیگر افراد ندارد! شما می‌توانید به سادگی در آن شرکت احساس نیاز به وجود آورید. هرگز قوۀ خلاقیت و ارادۀ خود را دست کم نگیرید. همین چند وقت پیش بود که یک دانشجوی رشتۀ ادبیات در دانشگاه فردوسی مشهد اقدام به آموزش نرم افزاری برای تهیۀ اسلاید کرد! آیا با وجود نرم افزاری مثل پاورپوینت کسی دیگر به نرم افزار دیگری فکر میکند؟! شاید پاسخ شما خیر باشد. ولی وقتی متوجه شوید که نرم افزار جدید پرزی قدرت خارق العاده‌ای در تهیۀ اسلاید دارد شاید نظرتان عوض شود. به چند نکته توجه کنید. اول اینکه رشتۀ تحصیلی این دانشجو با کاری که انجام داده هیچ ارتباطی ندارد. دوم اینکه دانشگاه هرگز نیازی برای برگزاری کلاس‌های آموزش این نرم افزار احساس نمی‌کرده. سوم اینکه این دانشجو بدون خرج کردن هزینۀ گزافی این نرم افزار را یاد گرفته و اقدام به آموزش این نرم افزار کرده. چهارم اینکه به سادگی از این راه با کمی فکر به درآمد بسیاری دست یافته. خب هنوز هم فکر میکنید که حتما باید نیازی جار زده شود تا برای آن چاره‌ای بیاندیشید؟! یا اینکه شما میتوانید آن نیاز را ایجاد کنید؟! کمی در مورد کسب و کارهای خانگی هم فکر کنید. البته نه مشاغلی مثل قلاب بافی و قالی بافی و ... بلکه مشاغل دیگری که میتواند درآمدزایی داشته باشد مثل کارهای کامپیوتری و... .

6.      این حرف را به کلی فراموش کنید: «پارتی حرف اول را میزند!» بنده نمی‌گویم که پارتی حرف نمیزند. بله پارتی حرف میزند ولی حرف اول را چیز دیگری میزند. حرف اول را انگیزه می‌زند. چرا یک کارفرما باید بین یک شخص باانگیزه و متخصص و یک فرد بی انگیزه و غیرمتخصص ولی آشنا، دومی را انتخاب کند؟! شخصا جای کارفرما باشم اولی را انتخاب میکنم. برای اینکه من به دنبال سود هستم و شخص دوم ضررش بیشتر از سودش است. پس حتما به خاطر بسپارید که انگیزه حرف اول را میزند. شاید در ابتدا کمی شعارگونه به نظر برسد ولی شما هم اگر کمی در این مورد فکر کنید به همین نتیجه خواهید رسید.

7.      به دوستان عزیز خود توصیه میکنم در انتخاب رشتۀ تحصیلی، علاوه بر علاقه، به پول هم توجه کنند. باید کمی واقع بین بود! ضمن اینکه اگر شما دانشجوی ادبیات هستید حتما نباید در زمینۀ تحصیلی خودتان مشغول به کار شوید! اگر شغلی غیرمرتبط با رشتۀ تحصیلی‌تان هم داشته باشید آسمان به زمین نمی‌آید!

رفتار کاریابی:

در اینجا به بعضی رفتار که میتواند به استخدام شما کمک کند اشاره می‌کنم. این رفتار تاثیر مستقیم بر روی وضعیت استخدام شما دارند. حتما توجه کنید که آن‌ها را انجام دهید.

1.      حتما برای خود یک کارت ویزیت داشته باشید. روی آن مشخصات خود و توانایی‌هایتان را بنویسید. این کار تاثیر بسزایی بر روی استخدام دارد. شما با این کار میتوانید خود را تبلیغ کنید. تصور کنید شما به عنوان یک گرافیست کارت ویزیت دارید و هرکجا که می‌روید کارت ویزیت خود را آنجا می‌گذارید. در این صورت افراد بسیاری شما را می‌شناسند و اگر کارشان جایی لنگ ماند حتما سراغ شما خواهند آمد! علاوه بر اینها کارت ویزیت میتواند یک محرک قوی باشد. به این صورت که وقتی شما توانایی‌های خودتان را آنجا نوشتید سعی میکنید که خودتان را به بهترین نحو در زمینۀ آن توانایی‌ها معرفی کنید تا دیگران فکر نکنند که شما به دروغ چیزی در مورد خود نوشته‌اید! همچنین کارت ویزیت کلاس خاصی دارد و کلاس کار شما را بالا می‌برد. شما میتوانید با ارائۀ کارت ویزیت خود به اشخاص، خیلی شکیل‌تر خود را به آنها معرفی کنید و اطلاعات تماس و خلاصه‌ای از توانایی‌هایتان را در اختیار آنها بگذارید.

2.      یک رفتار دیگر که در کاریابی بسیار مؤثر است، آنچنان که قبلا هم اشاره کردم معرفی خود و توانایی‌هایتان به دیگران است. سعی کنید توانایی‌هایتان را به دیگران معرفی کنید. کمی در این زمینه ریا کنید! البته توجه داشته باشید که در معرفی توانایی‌هایتان اغراق نکنید که میتواند اثر منفی داشته باشد. به خودتان احترام بگذارید و با اعتماد به نفس از توانمندی‌هایتان بگویید.

3.      داشتن رزومه یک حرکت خیلی خیلی مثبت در کاریابی ست! هرچقدر رزومۀ پرمحتواتری داشته باشید شانس‌تان برای استخدام بیشتر می‌شود. سعی کنید تمامیِ فعالیت‌های خود را به سند و حکم تبدیل کنید. هر فعالیتی که انجام می‌دهید! به طور مثال اگر شما میخواهید در کلاس‌های غریق نجات شرکت کنید، حتما در کلاس‌هایی شرکت کنید که گواهینامۀ معتبر اعطا میکنند! حتی می‌توانید در دانشگاه به طور مثال با ویرایش کتب اساتید خود و یا جزوات خود، اسم خود را به عنوان یک ویراستار ثبت کنید و از اساتید خود درخواست کنید که سندی به شما بدهند تا آن را به رزومۀ خود الحاق کنید! توجه داشته باشید که گواهینامه‌ها و اسناد را همیشه نگاه دارید. بالاخره یک روز به درد میخورد.

4.      هرگز برای استخدام، به تماس تلفنی و پر کردن فرم از طریق سایت اکتفا نکنید! حتما حضوری مراجعه کنید تا کارفرمایان شما و سخت کوشی‌تان را ببینند. همچنین دیدن شرایط کار برای شما هم مفید خواهد بود. در این مورد مثالی را به خاطر دارم. یکی از دوستان بنده در یک شهر کوچک به دنبال شغلی می‌گشت و تقریبا به تمامیِ شرکت‌های مرتبط با رشتۀ خود برای کاریابی سر زده بود. با مدیران و کارفرمایان مختلفی صحبت کرده بود و البته شغلی هم گیر نیاورد. ماه‌ها بعد، فراخوان آزمون استخدامی‌ برای رشتۀ تحصیلی‌اش اعلام شد و دوست بنده در آزمون استخدامی شرکت کرد. در زمان مصاحبۀ بعد از آزمون اتفاق عجیبی افتاد که جالب توجه است. سه نفر از پنج نفر مصاحبه کننده قبلا با دوست بنده آشنایی داشتند و او را به خاطر می‌اوردند! حالا نه لزوما در چنین مواردی ولی به طور کل سعی کنید مراجعات حضوری خود برای کاریابی را افزایش دهید.

مهارت‌های شناخت بازار کار مخفی:

البته بازارکار مخفی آنقدر‌ها هم مخفی نیست. فقط به این دلیل مخفی نامیده می‌شوند که کمتر کسی از وجود آنها اطلاع دارند. نمونه‌های بارز بازارکار مخفی ستفا و ستاد توسعۀ علوم و فناوری های شناختی می‌باشد که فرصت‌های شغلی بسیار خوبی را برای افراد فراهم آورده اند. برای شناخت بازار کار مخفی میتوان از افراد مطلع پرس و جو کرد و همچنین با حضور در بازار کار کم کم با این بازار کار آشنا شد.

جلسه مصاحبه:

حال به مهم‌ترین بخش این مقاله یعنی حضور در جلسه مصاحبه می‌رسیم. در رابطه با مصاحبۀ استخدامی نکات بسیاری وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد ولی با توجه به کمبود فرصت به صورت چکیده سعی میکنم مطالبی را بیان کنم که ممکن است کمتر مورد توجه قرار گیرند و همچنین اهمیت بسیاری داشته‌ باشند.

نکتۀ حائز اهمیت در مصاحبه‌های استخدامی این است که توجه کنید مصاحبه کننده‌ها به زبان بدن توجه ویژه‌ای دارند. آنها تمام تلاش خود را میکنند که از زبان بدن شما چیزهایی را بفهمند. آنها به خوبی می‌دانند که بعضی افراد ممکن است با زبان خود به سادگی حرف‌هایی را به زبان بیاورند که واقعیت ندارند و برای همین تمام تلاش خود را میکنند که با توجه به حرکات بدن شما به واقعیت موجود پی ببرند. لازم است برای اینکه زبان بدن‌تان چیزهای بدی را لو ندهد ابتدا با خودتان صادق باشید. سعی کنید خودتن را بشناسید و در جلسۀ مصاحبه تا حد امکان با صداقت حضور یابید.

نکته دیگر اینکه توانمندی های خودتان را در لابه‌لای مصاحبۀ خود بگنجانید. هرازگاهی از توانایی‌های خودتان بگویید و اعتماد به نفس خودتان را حفظ کنید. جوری صحبت کنید که منفعل مطلق نباشید. ضمن اینکه از زیاده گویی پرهیز می‌کنید سعی کنید منفعل نباشید. تمام تلاش خود را برای تحت تاثیر قرار دادن مصاحبه کننده بکنید.

نکتۀ مهم دیگر اینکه سعی کنید شرایط موجود در شرکتی که برای استخدام به آنجا می‌روید را بشناسید. کمی در مورد سابقۀ آنجا مطالعه کنید و کمی پرس و جو کنید و شرایط شرکت را خوب بشناسید. این کار تاثیر بسزایی در مصاحبه دارد.

اینکه فکر کنید مصاحبه از بدو ورود به مکان مصاحبه شروع میشود اشتباه است! مصاحبه از کمی قبل‌تر و قبل از ورود شما به مکان مصاحبه شروع میشود. شاید درکش کمی سخت باشد ولی بارها و بارها دیده‌ام که مصاحبه‌کننده‌ها دوربین‌های مداربستۀ مکان مصاحبه‌ را چک میکنند تا نحوۀ ورود شما و برخورد شما با دیگر پرسنل را بررسی نمایند. حتما با دیگر پرسنل مانند منشی و... برخورد مناسبی داشته باشید! لباس شکیل و مناسب بپوشید و عطر بزنید و سعی کنید شیک به نظر برسید. حتما میدانید که پوشیدن تی‌شرت در مصاحبه چقدر ضربه زننده است؟!

ممکن است از شما سوال کنند که میخواهید چه کاری برای مجموعه انجام دهید؟! در پاسخ به این سوال عجله نکنید و هرگز نگویید که هرکاری که پیش آمد و یا هرکاری که شما بفرمایید و... . بر اساس توانایی‌های خودتان شغلی را که به دنبالش هستید معرفی کنید. شاید فکر کنید اگر بگویید هرکاری که پیش آمد انجام می‌دهید، توانمندی‌ خود را رسانده‌اید ولی به عقیدۀ بنده این کار نه تنها توانایی را نمی‌رساند بلکه رسانندۀ عجز و ناتوانی‌ست. اصلا در مصاحبه شوخی نکنید! مخصوصا در جواب سوالی که بلد نیستید. این ممکن است خیلی مخرب باشد. شاید فکر کنید صداقت خیلی خوب است ولی شاید بتوانید کمی صداقت‌تان را بپیچانید! مثلا ممکن است که مصاحبه کننده از شما در مورد نقاط ضعف‌تان سوال کند. خب طبیعتا اگر بگویید که نقطه ضعفی ندارید دروغ گفته‌اید. به نظر من میتوانید نقاط ضعف نامرتبط را بازگو کنید. مثلا برای مصاحبه در مورد شغلی که نیاز به نظم بسیار دارد نباید از بی نظمی‌ خود بگویید! میتوانید در مورد جدیت بیش از حد خود بگویید!

هرگز فکر نکنید که نمی‌توانید سوال بپرسید. سوال اگر کمک کننده باشد، خیلی خوب است و پرسیدن آن توصیه می‌شود. این کار میتواند به اینکه منفعل نباشید کمک کند.

تا جای ممکن بحث را به پول نکشانید و اگر بحث به پول کشیده شد بگویید باید شرایط کار را ببینید و بعد در مورد شرایط حقوقی بحث کنید.

حتما بعد از مصاحبه نتیجۀ مصاحبه را پیگیری کنید! البته این بدین معنی نیست که فورا بعد از انجام مصاحبه از مصاحبه کننده بپرسید که آیا من خوب مصاحبه کرده‌ام یا خیر؟! این کار اشتباه است! حتما بعد از انجام مصاحبه از طریق تلفن و یا مراجعۀ حضوری پیگیر نتیجۀ مصاحبه شوید؛ این کار بسیار تاثیرگذار است.

یادتان باشد که حتما مهارت‌های کلامی خود را تقویت کنید. اثرگذارترین ها به استخدام نزدیک‌تر هستند.

نمیدانم بدترین جوابی است که در مورد سوالی که نمی‌دانید می‌دهید. مستقیم نگویید نه، نمیدانم! کمی فکر کنید؛ این فکر کردن برای مصاحبه کننده حائز اهمیت است. بعد اگر می‌خواهید میتوانید کمی سوال را بپیچانید و یا بعد غیر مستقیم بگویید نمیدانم.

در جواب دادن به سوال های مبهم هم کمی تأمل کنید. این تأمل کردن برای آنها خیلی مهم است.

در جواب به سوال «چرا باید تو را استخدام کنیم؟!» باید توانمندی‌های برجسته خودمان را مطرح کنیم.

نکتۀ مهمی که در آخر مایلم به آن اشاره کنم این است که مصاحبه کننده‌ها در آخر از شما میخواهند که اگر سوالی دارید مطرح کنید. فورا نپرسید که «آیا خوب مصاحبه کردم؟!» کمی تأمل کنید و بعد در مورد مهارت‌های لازم برای آن شغل بپرسید. سوالاتی که کم‌کاری ما را برسانند را نباید بپرسیم. مثلا امتیازاتی که با آن شغل به ما تعلق میگیرد را نپرسیم. این که آن شرکت چه کاری انجام میدهد را نباید بپرسیم؛ زیرا ما باید با تحقیق قبلی به آنجا رفته باشیم.

من مطمئنم که بعد از خواندن این مسائل و به خاطر سپردن آنها و تجربۀ کمی که بعد از چند مصاحبه به دست خواهید آورد میتوانید به راحتی در مصاحبه‌های استخدامی شرکت نموده و با موفقیت آنها را پشت سر بگذارید. امیدوارم که از خواندن این مقالۀ بلند لذت برده باشید و برای شما مفید بوده باشد.


نظرات (۱)

مه هی میگم خدایا این کیه من فالو کردم ، میبینم که عه ای خو یره خودمونه ((((:
پاسخ:
دروغ میگی! نوع مطلب فرق داشت به شک افتادی ها؟!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی