ناگفته

HTML tutorial

بوی یاس خیلی مهم است

سه شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ۱۲:۱۰ ق.ظ

بالاخره یک روز عصر، صدای زنگ خانه به صدا در می آید. من خیلی سریع چراغ مطالعه را خاموش میکنم. کمی صندلی ام را به عقب میکشم و بلند میشوم. لبخند کوچکی روی لب هایم می نشیند و با شتاب به سمت آینه میروم. کمی یقه ام را مرتب میکنم. بعد دستی به صورتم و نفس عمیقی میکشم. در چوبیِ هال را باز میکنم و به حیاط میروم. بوی یاس هایی که از دیوار گوشۀ حیاط بالا رفته اند روحم را نوازش میکند. بعد آرام از کنار حوضِ کوچک وسط حیاط به سمت در حیاط میروم. در را باز میکنم و میبینمش. با دست به داخل حیاط اشاره میکنم و میگویم «بفرمایید داخل!». آرام، جلوی در، کنارم خواهد ایستاد. در را می بندم. بعد باز تعارفش میکنم و به سمت خانه راهی می شویم. حتما او هم بوی یاس ها را احساس خواهد کرد. آرام خواهد گفت «چه بوی خوبی» و بعدش هم یک نفس عمیق خواهد کشید. از پله ها که بالا رفتیم در خانه را برایش باز میکنم. بعد خیلی آرام و در سکوت داخل میشویم و توی هال می نشینیم روی مبل ها. من حتما رو به رویش خواهم نشست. کمی حال و احوالش را میپرسم و بعد نظرش را در مورد یک چای با طعم بِه لیمو میپرسم. او هم حتما قبول خواهد کرد. مگر میشود که بِه لیمو دوست نداشته باشد؟ بعد آرام بلند میشوم و به سمت آشپزخانه میروم. پشت سرم راه می افتد و پشت اپن می ایستد. درست زمانی که مشغول ریختن چای هستم از زیبایی خانه ام تعریف خواهد کرد. حتما سرش را خواهد چرخاند و از دیدن کتابخانه ام، از لای در نیمه باز اتاق شگفت زده خواهد شد. به سمتش خواهد رفت و چند دقیقه ای محو دیدن کتاب ها خواهد شد. بعد از آن لابه لا تولدی دیگرِ فروغ را خواهد برداشت و بازش خواهد کرد. یک شعر را اتفاقی با صدای آرام خواهد خواند. بعد کتاب را خواهد بست و به سمت مبل خواهد آمد. من باز درست رو به رویش می نشینم. در عمق چشمانش خیره میشوم و او حتما سرش را پایین خواهد انداخت و در مورد با صفا بودن محلۀ وسط شهری مان خواهد گفت. ساعت ها در همان حالت به صحبت خواهیم پرداخت. بعد یکهو وقت خداحافظی می رسد و او یادآورش می شود. به آژانس زنگ میزنم و درخواست تاکسی میکنم. بعد تکه کاغذی برمیدارم و همان شعرِ فروغ را برایش مینویسم. آن را توی کیفش خواهد گذاشت و بعد تا در حیاط راهنمایی اش خواهم کرد.

  • حسین مداحی

نظرات (۲)

ان‌شاءالله خیلی زود :) خیلی خیلی زود.
پاسخ:
ان شاءالله
و چقدر متن دلنشین بود کاش یه روز تک تک این حرف ها به واقعایت بشینن .
پاسخ:
ان شاءالله.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی